+ آرامش
|
پادشاهی جایزهی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلوها، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی که در خاک میدویدند، رنگین کمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی، تصویر دریاچهی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. |
|
تصویر دوم هم کوهها را نمایش میداد. اما کوهها ناهموار بود، قلهها تیز و دندانهای بود. آسمان بالای کوهها به طور بی رحمانهای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیلآسا بود. این تابلو هیچ با تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه میکرد، در بریدگی صخرهای شوم، جوجهی پرندهای را میدید. آن جا، در میان غرش وحشیانهی توفان، جوجه گنجشکی، آرام نشسته بود. پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برندهی جایزهی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.
|
بعد توضیح داد
آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، بیکار سخت یافت میشود، چیزی است که میگذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود.
+ دست نوشتههای اِرما بومبک
اگر میتوانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف میزدم و بیشتر گوش میکردم.
دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت میکردم، حتی اگر فرش خانهام کثیف و لکهدار بود و یا کاناپهام ساییده و فرسوده شده.
در سالن پذیراییام ذرت بو داده میجویدم و اگر کسی میخواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی خانهام نمیشدم.
پای صحبتهای پدر بزرگم مینشستم تا خاطرات جوانیاش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجرههای اتاق را نمیبستم تا آرایش موهایم به هم نخورد، شمعهایی که به شکل گل رز هستند و مدتها بر روی میز جا خوش کردهاند را روشن میکردم و به نور زیبای آنها خیره میشدم.
با فرزندانم بر روی چمن مینشستم بدون آن که نگران لکههای سبزی شوم که بر روی لباسم نقش میبندند.
با تماشای تلویزیون کمتر اشک میریختم و قهقهه خنده سر میدادم و با دیدن زندگی بیشتر میخندیدم.
هر وقت که احساس کسالت میکردم در رختخواب میماندم و از این که آن روز را کار نکردم فکر نمیکردم که دنیا به آخر رسیده است.
هرگز چیزی را نمیخریدم فقط به این خاطر که به آن احتیاج دارم و یا این که ضمانت آن بیشتر است. به جای آن که بیصبرانه در انتظار پایان نه ماه بارداری بمانم، هر لحظه از این دوران را میبلعیدم چرا که شانس این را داشتهام که بهترین موجود جهان را در وجودم پرورش دهم و معجزه خداوند را به نمایش بگذارم.
وقتی که فرزندانم با شور و حرارت مرا در آغوش میکشیدند هرگز به آنها نمیگفتم؛ بسه دیگه حالا برو پیش از غذا خوردن دستهایت را بشور ، بلکه به آنها میگفتم دوستتان دارم.
اما اگر شانس یک زندگی دوباره به من داده میشد هر دقیقه آن را متوقف میکردم، آن را به دقت میدیدم، به آن حیات میدادم و هرگز آن را پس نمیدادم.
+ اسراف محبت
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود... دوستداشتن کسی که لایق دوستداشتن نیست، اسراف محبت است.
دکتر علی شریعتی
+ پرهیز از کارهای تکراری
با آغاز بحران جهانی اقتصاد، از اوایل سال 2008 میلادی و بالا گرفتن آن، موج ورشکستگی تبدیل به خطری بزرگ شد که بنیان کسب و کارها را – از کوچک - تا بزرگ – تهدید می کرد و می کند.
در این شرایط که بقا تبدیل به بزرگترین چالش کسب و کارها شده است، بسیاری از مدیران ارشد، چاره بقا را در کاهش هزینه ها می بینند تا به این واسطه، هرچه بیشتر خود را با شرایط روز به روز سخت شونده، هماهنگ کنند.
کاهش نیروی انسانی که در ادبیات امـــروزی بــا عنوان (Job Cut) از آن یاد می شود، یکی از نخستین راهکارهایی است که از ذهن مدیران می گذرد تا به کمک آن از هزینه ها بکاهند.
پیشبینیها حکایت از آن دارد که هم اکنون یک سوم شرکتهای دنیا، درصدد کاهش نیروی انسانی خود در سه ماه آینده هستند.
بیایید از منظر مالی به موضوع بنگریم: کاهش حتی یک نفر از نیروی انسانی به معنی کاهش دوازده ماه حقوق و مزایا، حق بیمه، بازنشستگی، عیدی، پاداش و... است. اگر این برنامه برای چندین نفر اجرا شود، رقم بزرگی در پایان سال صرفهجویی خواهدشد که این رقم کافی است تا هر مدیری را فریب دهد. تا اینجا همه چیز به ظاهر خوب است؛ اما بگذارید از منظر متخصصان منابع انسانی به موضوع بنگریم.
کارشناسان منابع انسانی می گویند که منابع انسانی، کلیدهای موفقیت کسب و کار هستند و حذف نیروی انسانی باعث حذف حجم عظیمی از دانش و تجربهای خواهدشد که این افراد در طول سالیان اندوختهاند؛ دانشی که به احتمال قوی به صورت ضمنی بوده، در مغز این افراد جریان دارد و به دیگران منتقل نشده است. کارکنان، صاحب بخش بزرگی از سرمایههای فکری سازمان هستند و کنار گذاشتن آنها باعث تحمیل هزینههای بسیار به سازمانها میشود (هزینههای ناملموس). گذشته از این، پس از بازگشت اقتصاد به شرایط مساعد، کسب و کارها باید بار دیگر دست به استخدام بزنند و این خود به معنی هزینه هنگفت استخدام و آموزش کارکنان جدید برای کسب و کارهاست. البته ضررهایی که کسب و کارها ازکاهش نیروی انسانی متحمل میشوند، به همین جا ختم نمی شود. نکته دیگر، زمانی که آوازه اجرای یک برنامه کاهش نیروی کار در شرکت پیچیده میشود، استرس شدیدی به همه کارکنان وارد می شود و بدینگونه نوعی احساس عدم امنیت شغلی، تمام سازمان را فرا می گیرد. کارکنان شب و روز میترسند که نکند آنها هدف این برنامه باشند و ترس از آیندهای موهوم بر کار سایه می افکند.
در این شرایط، کاهش بازده شغلی، نخستین اثری است که این آوازه بر سازمان خواهد داشت. علاوه بر آن پس از اجرای برنامه – که شاید ماهها به طول انجامد – کارکنانی که بر جا ماندهاند، دچار نوعی احساس اعتماد به نفس کاذب می شوند که این امر خود به کاهش بازده کاری آنها منجر خواهدشد.
پس برخلاف گفته ادیسون، همیشه سادهترین راه، جواب مسئله نیست. شاید در این مورد، بایدکمی با تدبیرتر عمل کنید و برای کاهش هزینهها، به سادهترین راه دست نیازید. راههای دیگری نیز وجود دارند. چرا امتحان نمیکنید؟
+ پیش از گسترش برند از خود سوال کنید
+ مدیریت منابع انسانی در شرایط جهانی شدن
چکیده
جهانی شدن، باعث تحرک فراوان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ارزشی شده و ضمن کاهش فاصله زمان و مکان، تفسیرهای جدیدی از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دولت، اقتدار و امنیت به دست می دهد. این پدیده، چالشها و تعارضهایی را به همراه دارد و می تواند سبب ایجاد تحول عظیم در حوزه مسایل مدیریتی در سازمانها شود.
آنچه در این شرایط به عنوان عنصر محوری تاثیرگذار و تاثیرپذیر مطرح میشود، توجه به عناصر و مولفه های انسانی است و در این مقاله ضمن شناسایی ابعاد مختلف جهانی شدن، به چالشهای ناشی از این پدیده در زمینه مدیریت منابع انسانی، پرداخته شده است.
ادامه مطلب
+ عوامل روانی تأثیر گذاربر سرمایه گذاری در بورس
چکیده
این مقاله برای شناخت عوامل روانی تاثیرگذار بر قصد افراد به سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران است. از نظر نگارنده در فضای کنونی حاکم بر بازارهای سرمایه ایران و جهان، تجزیه و تحلیل عوامل تاثیرگذار روانی از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، و این موضوع با نام: رفتار مالی یا مالیه - رفتاری ( BEHAVIORAL FINANCE) چند دهه ای است که پا به عرصه بازارهای مالی نهاده است. مالیه رفتاری به بررسی رفتار سرمایه گذاران پرداخته، سعی در شناسایی و درک دقیق و عمیق عکسالعملهای آنان دارد.
عوامل درونی و بیرونی بسیاری میتوانند فرایند خرید افراد (جعبه سیاه ذهنی سرمایه گذاران) را تحت تاثیر قرار دهند، که از جمله عوامل بیرونی می توان به عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی اشاره کرد. ولی آنچه در این مقاله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است عوامل درونی (روانی) نظیر عوامل بیوریتمیک، قدرت تحلیل ذاتی، کسب وجهه سهامداران بودن، انطباق تصویر ذهنی خریدار و تصویر واقعی شرکت، میزان درج? ریسک پذیری و میزان اعتماد بهنفس، است که سنجش این عوامل می تواند باعث شناخت هر چه دقیق تر رفتار سرمایه گذاران شده، در نتیجه موجبات رشد و توسعه بورس اوراق بهادار و اقتصاد کشور را فراهم آورد.
...
ادامه مطلب
+ تبلیغان شطرنجی
چکیده
وکلای دادگاهها، فرماندهان میدانهای جنگ و سیاستمداران فعال در عرصههای سیاسی، همگی به نوعی تحتتاثیر صفحه سیاه و سفید 64 خانهای و 32 مهرهای بازی شطرنج قرار دارند. زبان شطرنج، به زبان روزمره بسیاری از مدیران تبدیل شده است. ما همواره در موقعیت های رقابت به گونه ای رفتار میکنیم که گویا در یک بازی قرار داریم وهمیشه سعی میکنیم، دست کم چند حرکت بعدی رقیب را پیشبینی کنیم. این مقاله در پی آن است تا با الگوبرداری از اصول بازی شطرنج، دوازده اصلی که در تبلیغات میتوانند مورد بهرهبرداری قرار گیرند، ارائه دهد.
...ادامه مطلب
نگرش سنتی حاکم بر روابط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی بر پایه تفکر برد – باخت بنا شده است . در این تفکر، تصور چنین است: برای آنکه من یا ما برنده باشیم ، لازم است فرد یا افراد دیگری بازنده شوند . امروزه گرایش فکری بشری، به سمت تفکر: برد – برد تمایل دارد .در این انگاشت، برای برنده بودن یک طرف ، لزومی ندارد که طرف دیگر بازنده باشد . بلکه باور براین است که اگرچه راه حل: برد، باخت ساده ترین راه حل است ، ولی بهترین نیست .
براساس تفکر برد، باخت روابط خانوادگی و اجتماعی بر پایه تسلط یک فرد یا گروه تعریف می شود. در خانواده یا باید پدرسالاری باشد و یا مادرسالاری ویا حتی فرزند سالاری. دراجتماع باید یا مردسالاری باشد و یا زن سالاری. در روابط اقتصادی یا باید سرمایه داران حاکم باشند یا طبقه کارگر یا کشاورز ؛ چرا که اگر سرمایه داران برنده باشند، به گونهای طبیعی کارگران وکشاورزان باید بازنده باشند وبرعکس. در اقتصاد، رقابت، قانون بازی است. دوشرکت در یک کسب وکار رقیب یکدیگرند و قانون بازی رقبا برد، باخت است . برای آنکه من در بازار بمانم باید رقیب از صحنه خارج شود. در سیاست، جنگ قانون بازی است . جنگ مرز دو همسایه را مشخص میسازد. اگر من سرزمین گسترده تری بخواهم، به این معناست که تو سرزمین محدودتری خواهی داشت . در برخوردهای سیاسی، اگر حزبی برنده باشد، لزوماً حزب دیگر باید بازنده باشد . طبیعی است که فضای حاکم بر چنین نگرشی، جنگ است . ستیز بر سر آنکه: چرا من بازنده باشم و تو برنده ؟؛ می جنگیم برای آنکه طرفین معادله را جابه جا کنیم : من برنده، تو بازنده. اما پارادایم جدید ، گذار از نگاه برد، باخت به نگاه برد، برد است . در تفکر برنده، بازنده منابع طرفین صرف انهدام منابع یکدیگر میشود . تفکر برنده، برنده به دنبال راه حلهایی است که منابع در جهت کمک به ارتقا و توسعه طرفین به کار گرفته شوند. درتفکر برنده، برنده به جای من کلمه ما وجود دارد. مدیران اثربخش و موفق، از چاردیواری تنگ من به در می آیند، تا در میدان وسیع وسبز وخرم ما پرواز کنند . در این نوع نگرش، دیگر جایی برای رقابت ومقایسه وجود ندارد و به جای آن همیاری، همراهی و وحدت شکل می گیرد. در این نوع تفکر، افراد ، جویای منفعتهای متقابل و دو یا چند جانبه هستند ؛ به طور معمول صاحبان این نوع تفکر، از ضرب المثل « حالا که سفره ای پهن شده،پس همه بیایند واز این سفره بهره مند شوند » ، استفاده می کنند. بنابراین در این تفکر ، در خانواده و اجتماع مفهوم سالار به همیار تبدیل می شود. پدر، مادر و فرزندان در صدد سلطه بریکدیگر نیستند، بلکه با همیاری به توسعه خود وخانوادهشان میپردازند. در اجتماع به جای برخوردهای حذفی، جو همکــاری حاکم میشود. در روابط اقتصادی، رقابت (Competition ) جای خود را به همکاری ( Operation - Co) می دهد . از این روست که امروزه مفهوم تازه ای در ادبیات مدیریت و کسب وکار رواج یافته است، باعنوان همکاری رقبا ( petition - Co) . همکاری مشترک دو سازمان متفاوت ، دو سازمان رقیب واعتماد بین آدمهای یکدیگر، یعنی: رقابت و داشتن همکاری در عین رقابت و این مستلزم جور دیگر دیدن است که همان تفکر برنده، برنده است.
ادامه مطلب
+ خروج از بحران
زمانی که وضعیت در یک سلول اجتماعی، از حالت نرم و معمول خود ، خارج شود و یا تغییراتی به شد ت تمـام رخ دهد، گفته میشود : شرایط بحرانی به وجود آمده است، و ادامه آن ممکن است تا آنجا پیش برود که همه چیز را نابود کرده، از سرراه خود بر دارد ؛ ویا شرایط به وجود آمدن رفرم و یا اصلاحاتی را فراهم سازد. اما چرا این وضعیت به وجود میآید؟، آیا به طورکلی وقوع این شـرایط، برای جامعه و بشریت مفید است یا نه؟
در این گفتار به مباحثی پرداخته می شود که دریابیم در رویارویی با شرایط بحرانی چه باید کرد ؟
و چگونه باید آن را کنترل کرد ، تا شیرازه کارها ازهم گسسته نشود و برای آموختن چگونگی برخورد با بحران ، فرازهای دوازده گانه زیر، مورد بررسی قرار می گیرد .
ادامه مطلب
+ مالک فرایند
چکیده
یکی از ویژگی های دنیای کسب و کار کنونی تغییر مداوم و به نسبت سریع در نیازهای مشتریان است. در تجارت پر رقابت امروزی سازمانی شانس بقا دارد که سازوکارهای لازم را برای آگاهی سریع از این تغییرات داشته، توانایی پاسخگویی سریع به آنها را نیز دارا باشد، در غیر این صورت شانس چندانی برای باقی ماندن در عرصه رقابت نخواهد داشت. سازمانها به مرور زمان و در اثر تجربه دریافته اند که رویکرد وظیفه ای کسب و کار، انعطاف و پویایی را از بین می برد. سازمانهای وظیفه مدار به سختی می توانند در برابر تغییرات محیطی از خود انعطاف نشان داده و با محیط سازگار شوند. رویکردی که در برابر رویکرد وظیفه ای به سازمان ها پیشنهاد می شود، رویکرد فرایندی است. شناسایی و تدوین فعالیتهای اساسی در سازمان که محدود به مرزهای وظیفه ای نیستند و منابع انسانی، مهارتهای مدیریتی و فناوری را به منظور تمرکز سازمان بر استراتژی ایجاد ارزش برای ذینفعان و بهویژه مشتریان به هم مرتبط می کند، رویکردی فرایندی در کسب و کار نامیده می شود.
سازمان فرایند محور بایستی همواره در بهسازی فرایندهای خود بکوشد؛ زیرا این رویکرد، کاری پیوسته و مداوم است. بنابراین عمده فعالیتهای مدیریتی این گونه سازمانها اداره و پیشبرد درست فرایندها در بالاترین توان آنها، بهره گیری از فرصتها در بهسازی فرایندها و پیگیری در کاربرد فرصتها است.
کارایی و اثربخشی به عنوان خروجی سازمان زمانی تحقق می یابد که فرایندهای کاری به درستی تعریف و اجرا شوند و به راحتی بتوان بر فرایندها مدیریت کرد. تحقق اثربخشی و کارایی، تضمین کننده بهره وری سازمان هاست.
یکی از واژه های کلیدی که در این رویکرد نقش بسیار مهمی را ایفا می کند، مالک فرایند (PROCESS OWNER) است. در این میان آنچه مهم است نقش افراد مختلف در پذیرش دیدگاه فرایندگرایی است؛ افرادی مانند مدیریت ارشد سازمانها، مالکان فرایند، مجریان فرایند، از آنجایی که تعریف رسمی و دقیقی از مالکان فرایند انجام نشده است، باید دقت داشت تا در انتخاب آنها اشتباهی صورت نگیرد.
ادامه مطلب
+ سه گام برای نظر سنجی دقیقتر از مشتریان
همه مدیران از تلاش برای رضایتمندی مشتریان دم میزنند، ولی اندکاند کسانی که به واقع رسیدن به این هدف را دنبال کنند. این مسئله، راه حل سادهای دارد: فقط کافی است که بخواهید_ اگر رفتاری فکورانه و پیگیری مناسبی داشته باشید، نظرسنجی از مشتریان میتواند مؤثّرترین ابزار رشد فروش و تبدیل مشتریان احتمالی و حتی مشتریان گذری، به مشتریان وفادار و مشتریان دایمی شود. شاید شما پیشتر این موضوع را میدانستید و نظرسنجیهایی نیز کرده باشید؛ اما اگر بازپسخوردهای مناسبی از ارزیابیهایتان ندارید، به طور قطع نیازمند یاری هستید. نکاتی را که در پی میآیند برای تهیه نظرسنجی هدفمند از مشتریان و اهرم ساختن از نتایج آن، برای بهترکردن و بهبود تجارتتان لحاظ کنید.
ادامه مطلب
+ مدیریت زمان به اقتضای زمان
تاکنون مطالب بسیاری درباره مدیریت زمان، اهمیت و روشهای آن منتشر شده است. ولی همانگونه که زمان در ذات خود حرکت و تغییر را پنهان میدارد، روشهای مدیریت بر آن نیز به اقتضای گذشت زمان تغییر میکنند.در ادامه 71 اصل در مدیریت زمان را از نظر میگذرانیم:
1. کارهایتان را یادداشت کنید.
2. فهرست کارها را اولویت بندی کنید
.3برای هفته خود برنامه ریزی کنید.
.4یاد بگیرید که نه بگویید.
.5از اینکه کارهای زیادی انجام دهید، پرهیز کنید.
.6کارهایتان را دسته بندی کنید.
7.متناسب با انرژی خود برنامه ریزی داشته باشید.
.8الگو داشته باشید.
.9محیط کار خود را ساماندهی کنید.
.10به اندازه کافی بخوابید و تفریح داشته باشید.
بعد از بیان این ده اصل به بیان اصول میپردازیم که به نسبت نوتر هستند و شما را در صرفه جویی در زمان یاری میکنند.
ادامه مطلب
+ سرمایهگذاری پربازده
|
نقش نیروی انسانی به عنوان رکن اساسی تحقق اهداف توسعه ای و تامین مزیت رقابتی سازمانها، نقشی حایز اهمیت است و انسان به عنوان عامل تصمیم گیری و اتخاذ روشهای مناسب بهرهبرداری از تکنولوژی و دیگر عوامل موثر در توسعه همه جانبه، بویژه در شرایط گسترش پرشتاب مرزهای دانایی، نقشی تعیینکننده ایفا می کند.
مجله مدیر ساز
|
ادامه مطلب

