مدیریت بازاریابی


+ خروج از بحران

زمانی که وضعیت در یک سلول اجتماعی، از حالت نرم و معمول خود ، خارج شود و یا تغییراتی به شد ت تمـام رخ دهد، گفته می‌شود : شرایط بحرانی به وجود آمده است، و ادامه آن ممکن است تا آنجا پیش برود که همه چیز را نابود کرده، از سرراه خود بر دارد ؛ ویا شرایط به وجود آمدن رفرم و یا اصلاحاتی را فراهم سازد. اما چرا این وضعیت به وجود می‌آید‌‌؟، آیا به طورکلی وقوع این شـرایط، برای جامعه و بشریت مفید است یا نه؟
در این گفتار به مباحثی پرداخته می شود که دریابیم در رویارویی با شرایط بحرانی چه باید کرد ؟
و چگونه باید آن را کنترل کرد ، تا شیرازه کارها ازهم گسسته نشود و برای آموختن چگونگی برخورد با بحران ، فرازهای دوازده گانه زیر، مورد بررسی قرار می گیرد .


خروج از بحران

احمد شیرانی
shiraniahmad@yahoo.com

زمانی که وضعیت در یک سلول اجتماعی، از حالت نرم و معمول خود ، خارج شود و یا تغییراتی به شد ت تمـام رخ دهد، گفته می‌شود : شرایط بحرانی به وجود آمده است، و ادامه آن ممکن است تا آنجا پیش برود که همه چیز را نابود کرده، از سرراه خود بر دارد ؛ ویا شرایط به وجود آمدن رفرم و یا اصلاحاتی را فراهم سازد. اما چرا این وضعیت به وجود می‌آید‌‌؟، آیا به طورکلی وقوع این شـرایط، برای جامعه و بشریت مفید است یا نه؟
در این گفتار به مباحثی پرداخته می شود که دریابیم در رویارویی با شرایط بحرانی چه باید کرد ؟
و چگونه باید آن را کنترل کرد ، تا شیرازه کارها ازهم گسسته نشود و برای آموختن چگونگی برخورد با بحران ، فرازهای دوازده گانه زیر، مورد بررسی قرار می گیرد .
فراز اول : پذیرش اشتباهها
یک طرف بروز بحران ، حرکتهای نادرست و تصمیمها و انجام عملیات اشتباه است. معمولا یک طرف عامل بروز بحران‌، تصمیمهای نادرست مدیران، و یا رهبران است. بنابراین آنها باید بپذیرند که در اثرعملکردشان، آن شرایط برای واحدشان رخ داده است.
فراز دوم: رد طرح تئوری توطئه
انسانهای کوچک و حقیر ، نه تنها همیشه خودرا به دور از هر اشتباهی می دانند، بلکه گناه بروز بحران را به گردن دیگران می‌اندازند و همواره دشمنانی را برای خود، به وجود می آورند. بنابراین آنان همواره در این اندیشه‌اند، که دیگران، تمام تلاش خود را در به شکست کشانیدن آنها به کار برده اند آیا به راستی این باور، موجب سلب مسئولیت از ایشان می شود ؟
درست است که در بروز بحران، شرایط بیرونی نیز تاثیر گذارند، ولی شرایط درونی تعیین کننده اند و مدیران خردگرا می‌توانند، با دوری گزیدن از تئـوری نادرست توطئه‌، راه برون‌رفت از بحران را سریعتر طی کنند.
فراز سوم: شناسایی عوامل درونی و بیرونی
در بروز بحران، دوعامل اساسی درونی وبیرونی وجود دارد، بنابراین برای برون رفت از این حالت، باید عوامل درونی و بیرونی را شناخت و به‌گونه ای جداگانه با آنها بـرخورد متناسب انجام داد. درغیر این صورت موفقیتی حاصل نمی‌شود، در تولید یک کالا وعرضه آن به بازار، شرایط درونی، جذب در بازار و تمامی سیاستهای دولتی دراین رابطه، شرایط بیرونی هستند، و در وضعیت بحرانی این دو پدیده باید از یکدیگر جداشده و جداجدا مورد بررسی قرار گیرند ، چون شرایط درونی در اختیار خود واحد، و شرایط بیرونی خارج از اختیار و تصمیم گیری‌های واحد است .
فراز چهارم : تاثیر روحیه امید در محیط
خروج بهینه از شرایط بحران، فقط و فقط از راه نیروهای خودی امکـان پذیر است . زیرا آنها هستند که ذینفع این قضیه می باشند، بنابراین باید دارای روحیه قوی و امیدوار نسبت به تغییر باشند، و به طور کلی این روحیه قوی ومصمم باعث بهره وری در کارها می شود و دادن روحیه مثبت به افرادی که مستقیم درگیر کارهستند ،باعث رویین تن شدن آنان می شود؛ افراد لاابالی و غیر مسئول هرگز قادر به برون رفت از شرایط بحرانی نیستند .
فراز پنجم: حفظ خونسردی
برای تصمیم گیری درست و به موقع در رویارویی با وضعیت بحرانی، یکی از شرایط، داشتن خونسردی کامل است، چه بسا در صورت وجود تمامی شرایط و اطلاعات، به دلیل وجود استرس و عدم آرامش، مسائل کاری درست آنالیز نشده، و بحران شدیدتر شود.
فراز ششم: جمع آوری اطلاعات
داشتن اطلاعات برای انجام ساده ترین کارها، تا پیچیده‌ترین رفتارها، از ارکان اساسی اجرایی کار است و به راستی بدون داشتن اعداد وارقام و اطلاعات کافی، مانند: حرکت با چشمان بسته، برفراز پلی از آتش است. ا لبته مجموع اطلاعات ، دانش بشری را رقم می زند و بدون دانش بشری که طی هزاران سال ذخیره شده است، آدمها، مانند انسانهای اولیه تصمیم‌گیری می‌کنند، بنابراین برای پیروزی در جنگ اقتصادی، در بازار پر از حریفان قدر، باید اطلاعات کافی از همه ارکان وجود داشته باشد . جمع‌آوری اطلاعات باید از سلول کوچک اجتماعی شروع شود و سپس کل واحد را در بر گیرد واین مجموعه اطلاعات وقتی پراثراست که زیربنای آن بر مبنای واقعیت ها استوار باشد.
فراز هفتم: گذرا بودن شرایط بحران
باور به گذرا بودن همه وضعیت ها، از جمله شرایط بحران‌، انسان را وادار می‌سازد که به آینده امیدوا ر شود وهمه چیز را فانی نپندارد. بنابراین به تکاپو می افتد و حرکت می کند و راهکار را می‌یابد. در صورتی که تفکرمنفی در مورد شرایط بحرانی، آدمی را به سکون دعوت می کند و نوعی از انتحار در انتظار، به وجود می آورد وهمین مسئله باعث می شود که تصمیم گیری درمورد کار انجام نپذیرد.
فراز هشتم: شناخت نقاط ضعف
در حرکت ، کندی ، توقف ، انحراف ، از مسیر خارج شدن و واژگونی وجود دارد ، اما شناخت عوامل بروز این پارامترها می‌تواند افراد ذینفع را به آگاهی و برون رفت نزدیکتر سازد . شناخت دقیق علت توقف یک خــودرو دروسط بیابان (قطع بنزین، قطع برق...) راننده را سریعتر به رفع بحران می رساند‌. رسیدن به علت اعتصاب در یک واحد تولیدی (کمی حقوق، بی احترامی، اخراج یک سرپرست، مسائل سیاسی ...) مدیران را به سرعت به نقطه مرکزیت بحران می رساند.
فراز نهم: برخورد با عناصر خاطی، افراطی و تفرقه افکن
معمولا دربروز بحران، سکاندران مقصران اصلیند، اما زیر مجموعه‌ها نیز بی‌تاثیر نیستند. چون آنها هستند که بهر جهت کارهای اجرایی را باید انجام دهند و هرگونه سستی، کاهلی، بی‌دقتی و کم فکری ، کار را به سر منزل موفقیت نمی رساند.
بنابراین ضروری است همان‌گونه که در طبیعت، برای ادامه رشد و جلوگیری از انحراف، مرتب باید عوامل غیر همگون از بدنه جدا شوند.
فراز دهم: جستجوی راههای جدید
گفته مشهوری است که می گوید: برای رسیدن به هدف باید رفت ، اما همه رفتنها به هدف منتهی نمی شود بنابراین در پیش پای بشریت هزاران راه رفته و نرفته، خود را نشان می‌دهند و طبیعی است که عبورازهر بحرانی، راههای نرفته و جدیدی را می طلبد . به عبارتی همیشه نمی توان بر مبنای آزمونهای پیشین حرکت کرد ، زیرا بعضی از آن راهها به بن بست و بحران جدیدی می رسد و رفتن دوباره راه نادرست، خطای فاحشی بیش نیست.حتی راههایی که به نتیجه نیز رسیده است باید تغییر کنند و روشهای جدیدتری جایگزین قبلی ها شوند.
فراز یازدهم: تمرکز همه نیروها به سوی هدف
برای رهایی از بن بست بحران ، یک واحد به همه نیروهای خود در یک راستا احتیاج فراوان دارد . چون هر گونه افتراق و جدایی، باعث پراکندگی قدرت و خنثی شدن نیرو خواهدشد. در شرکتها و موسسه‌های تولیدی یا خدماتی در حالت بحران، این امرباید عملی شود. در کشورهای پیشرفته بارها دیده شده است که، مدیران کمپانیهای در حال ورشکستگی، نخستین کسانی بوده‌اند، که تمامی امتیازات خود را قطع کرده، در کنار سایر کارکنان، ماهها از دریافت حقوق و مزایا خودداری کرده‌اند، تا شرکت به شرایط عادی خود بر گشته است. این تمرکز و یگانگی باعث انسجام واحد شده، در رفع بحران، بسیار موثربوده است‌.
فراز دوازدهم: در انتظار بحرانی تازه
از دل هر بحرانی، دوره شکوفایی رونق جوانه می زند‌، اما در روند توسعه و پیشرفت ، بنا بر هزار ان دلیل ، بحرانی دیگر، دوباره زاییده می‌شود. بنابراین با رفع هربحران، نباید به این اندیشه .دل خوش کرد. که دیگر همه چیز تمام شده، همچنان به سمت رفاه، ترقی و پیشرفت، گام بر داشته می‌شود، بلکه دوباره با شرایطی ویژه، بحرانی دیگر از راه فرا می رسد، بنابراین همواره تمامی واحدها ، باید دراندیشه مبارزه برای رفع بحرانی تازه باشند ، وهمان‌گونه که اندیشمندی گفته است: همواره خوشبختی بین دو بدبختی قد علم می کند. می توان به صراحت گفت: بحرانها همیشه بین دو رونق یا دو آرامش قرار دارند، و بعد از گذار از یک آرامش، باید در انتظار بحرانی دیگرصف آرایی شود؛ و این رمز زندگانی است . البته همه بحرانها نیز یکسان و شبیه به هم نیستند. رهبران و پیشتازان صنعت، خدمت و تولید واقعی، هرگز از یادآوری روزگار رفاه و اوج مغرور نمی‌شوند، همچنان‌ که در دوره بحران نیز تمرکز خود را از دست نمی‌دهند و مدبرانه برای رفع آن، برنامه ریزی می کنند.

 

نویسنده : علی دلشاد ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک